روزنامه اصلاح‌طلب آفتاب یزد در سرمقاله امروز خود به قلم سردبیر خود در مطلبی کاملاً جهت‌دار و با انتخاب تیتری جهت‌دارتر در حال القاء این است که محبوب نشان دادن آقای فرج الله سلحشور به صورت دستوری بود و این کارگردان محبوب و قدرتمند در سینمای ایران, در بین مردم محبوبیتی نداشته است.

 

فرج الله سلحشور که بازیگری را با بازی در فیلم توبه نصوح محسن مخملباف در سال1361 آغاز کرد؛ کسی که فیلم‌های مردان آنجلس و ایوب پیامبر و پس یوسف پیامبر را برای صداوسیما ساخت. کسی که با ساختن یوسف پیامبر جهانی شد و حتی شاید بشود گفت سینمای ایران را  جهانی کرد, کسی که با ساحتن فیلم یوسف پیامبر خیلی‌ها را حتی بعد از پخش چندین باره این فیلم به پای تلویزیون مینشاند و حتی در خارج از کشور خیلی‌ها را با اسلام و ایران آشنا کرد.

این شخص که جایگزین سردبیر قبلی این روزنامه که در سال 1388 در اوج فتنه به انگلیس فرار کرد؛ در شبکه سلطنتیBBC که زیر نظر مستقیم دربار انگلیس و سرویس جاسوسی خارجیMI6 اداره می‌شود, شبکه‌ای که مجریان آن بهائیان هستند. وقتی به آثار مرحوم سلحشور و میزان استقبال مردم بخصوص از 2 اثر ماندگار و بزرگ این شخص نگاها می‌کنیم، متوجه استقبال بی‌نظیر مردم از این 2 اثر بزرگ و ماندگار است. در هر اثر از هر هنرمندی شاید ایرادی داشته باشد آن اثر و بشود بهتر آن فیلم را ساخت ولی چیزی که در این میان مهم است؛ چرائی ساخت آن فیلم از سوی آن کارگردان است؟ خیلی از هنرمندان و کارگردان همسو با آقای سردبیر یا الان در خارج هستند؛ به آرمان‌های این نظام وانقلاب پایبند نیستند و خیلی از آنها اصلاً اعتقادی به انقلاب ندارند و شکر خدا به احکام اسلام بخصوص حجاب اعتقاد ندارند, سند حرفم هم طرز حجاب آقایون وخانم‌هایی که در جشنواره‌های حارجی حضور میباند یا عکس‌هایی که از خود در تلگرام واینستاگرام از خود میگذارند؛ کمی دقت کنید؛ میبینید هنرمند محبوب از نظر آنها چه کسانی هستند. فرج الله سلحشوری که در حال نوشتن سریال حضرت موسی بود, کارگردانی که به راوی قصه‌های قرآن معروف بود؛ کسی که بخاطر ساختن یوسف پیامبر به دیدار رهبری رفتند؛ رهبری از او تقدیر کرد؛ مشکل آقای سردبیر و جناح اصلح طلب با آقای سلحشور این بود که او برخلاف آن چیزی که آنها دوستداران فیلم میساخت؛ و با ساختن فیلم‌هایش در حال تبلیغ انقلاب بود نه اینکه مانند کارگردان‌های طرفدار جناح او در حال تخریب انقلاب نبود؛ ککه اگر  این کار را می‌کرد؛ الان همین روزنامه و همین شخص جزء محبوبترین کارگردان‌ها در سینمای ایران بود؛ اگر از احمدی‌نژاد حمایت نکرده بود؛ الان کسی بود که در سینمای ایران حقش خورده شده بود. الان باید در هالیوود فیلم میساخت ونه در ایران, او چون به فساد در خانه سینمای ایران اعتراض کرد؛ دیگر محبوب نیست. حتی باید با اوبعد از مرگش هم مبارزه کرد. باید او را جوری بزنیم که دیگر هیچ هنرمند انقلابی جرات نکند جلوی این پروگاندای تبلیغاتی بایستد. بادی کاری بکنند که هر کسی که خواست فیلم بسازد؛ یا فیلمی بازی کند باید با توجه به سلیقه آنها بسازد. تا آنها خوششان بیاید نه مردم. در این جامعه در بین آنها متعهد بودن به انقلاب هزینه دارد, حتی بعد از مرگش, کسی که مایه آبرو و اعتبار سینمای ایران بود,علمدار هنر وفرهنگ سینمای ایران بودن تاوان دارد؛ اگر مثل بعضی دیگر از کارگردان‌ها که تنها کاری که بلدند این است که از فتنه سبز اموی حمایت کنند؛ وبه جمهوری اسلامی و اسلام فحش بدهند؛ در فلان جشنواره با فلان زن خارجی دست و روبوسی کند؛ اگر این کارگردان هم این کارو میکرد؛ الان محبوب مردم از منظر آنها بود. محبوببیت و مشروعیت از نظر دوستان اصلاح طلب یعنی آن چیزی که آنها دوست دارند و خوششان می‌آید, و مخالفت با آن می‌شود, عقب ماندگی  وغیر مشروع بودن و محبوب نبودن و پوپولیسم و از این جور حرفا.

 

اگرچه با اینگونه نوشته‌ها از محبوبیت سلحشور کم نمی‌شود؛ و محبوبیت این کارگردان مردمی در میان مردم غیرقابل انکار است؛ اما اگر بپذیریم که مرحوم سلحشور نماینده هنری جریان متعهد و انقلابی است حمایت از مرحوم سلحشور حمایت از منش و تفکر اوست.و مسلم است که رفتار آدم هاست که رفتار مردم را می سازد.و نسبت محبوبیت و مردم هم در همین جاست.جایی که محبوبیت بر خلاف گفته مخالفان مرحوم سلحشور دستوری نیست بلکه  پذیرفته می شود.

یاعلی